خدایا...
بابت آن روز
که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!!
من عصبانی بودم
برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد
و مــــــــــن پا فشاری می کردم
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
لعنـــــــــــــــت به همه ضرب المثل های جهان
که هروقت لازم شان داری
برعکس از آب درمی آینــــــــــــد
مثلا همین حــــــــــــــــــــالا
که من تو را می خواهم
و طبق معمول
خواستن نتوانستن استـــــــــــــــــــ...
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟
جــایــی کـه
نـه حـــق خــواسـتن داری
نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
بیـــا بـــاز هــم خـــودمــان را
بــه نفهـمـی بـــزنــــیم
گـاهـی نفـهـمـی ، اوجِ فــــهم اسـت...!
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
قهوه،
بادام،
شکلات،
...
همه تلخی ها را چشیده ام،
هیچکدام قدر نبودنت
تلخ نبودند
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
این روز ها میشود فهمید
تحمل گرسنگی و تشنگی
چقدر آسان تر از این است
که یک دنیا حرف داشته باشی و نتوانی
روزه ی سکوتت را بشکنی
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
اگه تونستی برف رو سیاه کنی پر کلاغو سفید کنی آتیشو بوس کنی تویه آب یه نفسه عمیق بکشی اون وقت منم میتونم تورو فراموش کنم
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
یک نصیحت : مواظب خودت باش . یک خواهش : هیچ وقت عوض نشو . یک آرزو : فراموشم نکن . یک دروغ : دوست ندارم . یک حقیقت : دلم برات تنگ شده ، و یک رؤیا : تو رو تا ابد داشتن
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
نمی بخشمت …. بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی …. بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی …. نمی بخشمت …. بخاطر دلی که برایم شکستی …. .. بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی ….. نمی بخشمت …. بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ….. بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی …. و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
سعی کن به کسی که تشنه ی عشق است دل نبندی ، سعی کن به کسی که لایق عشق است دل ببندی چون تشنه ی عشق روزی سیراب خواهد شد
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
روزها در کوچه باغی نگاهت قدم می زدم اما دریغا که لحظه ای مرا درک نکردی. چشمان همیشه گریانم را مسخره می کردی و از پشت به من نیشخند میزدی همیشه در برابر جنگل وحشی نگاهت خزان بودم…خار بودم و از شرم آب بودم و باز از حرارت عشقم به تو بخار میشدم و به آسمان میرفتم…آنقدر بالا میرفتم تا به خدا برسم چون او بهترین بود برای گوش دادن به درد و دلهای من…حال اون روزها گذشته و هروقت که بدان فکر میکنم موجودی از پشت پنجرهی خاطراتم با تمام وجود فریاد میزند که هیچگاه فراموشت نمیکنم
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
بجای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن * به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن * به جای اون متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن * من امروز به تو نیاز دارم نه فردا
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته
هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خدانگهدار، شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از اینکه منتظر بمونه
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته